من دکتر بابک ناهیدی آذر هستم
مسیر من در پزشکی، از علاقهای عمیق به طبیعت و درمانهای گیاهی آغاز شد و در ادامه با تحصیل در رشته پزشکی و آشنایی با هومئوپاتی، شکل تازهای به خود گرفت. امروز تلاش میکنم با نگاهی جامع به شرایط هر فرد، در مسیر انتخاب و دریافت درمان مناسب همراه بیماران باشم.
تجربه و تخصص
سالها تجربه در پزشکی و فعالیت تخصصی در حوزه هومئوپاتی
طب کلنگر
توجه به فرد و شرایط او، فراتر از نگاه صرفاً علامتمحور به بیماری
هومئوپاتی
آشنایی با هومئوپاتی و بهرهگیری از این روش در مسیر درمان بیماران
فعالیت حرفهای
فعالیت در زمینه معرفی، آموزش و گسترش شناخت روشهای طب مکمل
از دل طبیعت تا مسیر پزشکی
من در ۲۱ خرداد ۱۳۴۴ در شهر تبریز به دنیا آمدم. دوران کودکیام در روستاهای اطراف شهرستان شبستر گذشت؛ جایی که به دلیل شغل پدرم، که در مدارس آن منطقه تدریس میکردند، همراه خانواده در آنجا زندگی میکردیم.
از میان آن سالها، روستای دریان از توابع شهرستان خامنه جایگاه ویژهای در خاطرات من دارد. طبیعت بکر آذربایجان، کوهها و گلهای دامنه آنها، بخش مهمی از دنیای کودکی من بودند.
پدرم علاقه زیادی به کوهنوردی داشتند و من نیز از همان سالها همراه ایشان در کوه و طبیعت حضور پیدا میکردم. بسیاری از این گردشها با بازگشتن به خانه، در حالی که کولهبارمان پر از سبزیها و گیاهان دارویی بود، به پایان میرسید.
مادرم نیز آشنایی و تجربه زیادی در استفاده از داروهای گیاهی داشتند و بسیاری از بیماریهای رایج خانواده، از جمله سرماخوردگیهای ویروسی و مشکلات گوارشی، با همین روشها درمان میشد. این تجربهها از همان دوران، علاقه من به ارتباط میان طبیعت و درمان را شکل داد.
تحصیل در رشته پزشکی
پس از انتقال پدرم به تبریز، برای ادامه تحصیل به این شهر بازگشتیم و دوران ابتدایی و متوسطه را در دبستان و دبیرستان صفا گذراندم.
از همان سالها علاقه زیادی به تحصیل در رشته پزشکی داشتم. پس از یک وقفه ششساله، سرانجام در سال ۱۳۶۸ در رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تبریز پذیرفته شدم و تحصیل خود را آغاز کردم.
در دوران دانشجویی، پرسشهایی درباره محدودیتهای درمان رایج و عوارض برخی داروها ذهنم را درگیر میکرد. این پرسشها بعدها زمینهای برای آشنایی من با رویکردهای دیگر درمانی شد.
در همین دوران، خودم نیز از میگرن شدید رنج میبردم و برای کنترل آن ناچار به استفاده از مسکنهای قوی و داروهای رایج بودم؛ درمانهایی که از نگاه من بیشتر به کنترل علائم کمک میکردند تا درمان ریشهای مشکل.
در سال ۱۳۷۵ از دانشگاه فارغالتحصیل شدم و برای گذراندن طرح اجباری پزشکی عازم روستاهای اطراف شدم.
آشنایی با هومئوپاتی
در آستانه شروع دوره تخصصی پزشکی بودم که آشنایی اتفاقی من با روش درمان هومئوپاتی مسیر زندگی و فعالیت حرفهایام را تغییر داد.
در آن زمان، آوازه درمانهای شاگردان استاد دکتر ناصری در ارومیه به من رسیده بود. همین موضوع باعث شد همراه خانواده برای درمان به ارومیه مراجعه کنم.
پس از آن، درمان خود را در تبریز و تهران نیز ادامه دادم و با مشاهده پیشرفت قابل توجه در روند درمان، علاقهام به شناخت و فراگیری این روش بیشتر شد.
این تجربه شخصی، نقطه شروع مسیر جدیدی در زندگی حرفهای من بود.
برای فراگیری هومئوپاتی، از محضر استادانی همچون: دکتر شهردار و دکتر شاددل بهره بردم.
همچنین مدرک خود را از طریق انجمن هومئوپاتی ایران (ریها) دریافت کردم و به عضویت ممتاز این انجمن درآمدم.
در ادامه، فعالیت حرفهای خود را در زمینه هومئوپاتی در شهر تبریز آغاز کردم و به عنوان یکی از نخستین پزشکان هومئوپات تبریز به فعالیت پرداختم.
علاقه من به طب مکمل تنها به فعالیت بالینی محدود نماند.
با همکاری دوست ارجمندم، دکتر محمدی، در تأسیس و ثبت انجمن همراهان طب سنتی مشارکت کردم؛ انجمنی که بعدها نام آن به انجمن طب کلنگر آذربایجان شرقی تغییر یافت. این مجموعه در زمینه معرفی و شناخت روشهای مختلف طب مکمل فعالیتهایی انجام داده است.
همچنین در مقطعی، در زمینه تدریس رشته هپومیوپاتی در دانشگاه تبریز برای رزیدنتهای رشتههای مربوطه نیز فعالیت داشتم و تلاش کردم بخشی از دانستهها و تجربیات بهدستآمده در این مسیر را با علاقهمندان به اشتراک بگذارم.
من در کنار شما هستم تا مسیر درمان را بهتر بشناسیم
اگر درباره هومئوپاتی و رویکرد طب کلنگر پرسشی دارید، میتوانید برای دریافت اطلاعات بیشتر و هماهنگی مراجعه اقدام کنید.





