خوش آمدید .:. امروز: پنج شنبه، 31 خرداد 1397

درباره من


دکتر بابک ناهیدی آذر من در بیست و یکم خرداد ماه یک هزار و سیصد و چهل و چهار در شهر تبریز بدنیا آمدم .کودکی خود را در دامان طبیعت زیبای روستاهای اطراف شهرستان شبستر همراه خانواده که بواسطه شغل پدر مجبور به سکونت در آنجا بود طی نمودم . ( پدرم شاغل به تدریس در مدارس آن محل بودند) .همواره عاشق طبیعت بکر آن مکان بخصوص روستای دریان از توابع شهرستان خامنه بودم و خاطرات خوشی از آن مکان در ذهنم نقش بسته است . در ضمن پدرم علاقه وافری به ورزش کوهنوردی داشتند و مرا هم در این راه همراه خویش می کردند. هیچ وقت از دیدن آن همه گل های زیبای دامنه کوه ها سیر نمی شدم . و در این سیر و سفر ها همیشه با کوله باری از سبزی ها و گیاهان داروئی به خانه باز می گشتم . روحم همواره با طبیعت زیبای اذربایجان اجیر بوده و هست . مادر درگذشته ام بیشتر وقت ها بیماری من و خانواده را با داروهای گیاهی به خوبی درمان می کردند و تجارب زیادی در این مورد داشتند مثلا کمتر نیازی به درمان با داروهای شیمیایی در مورد سرماخوردگی های ویرال و گاستروانتریت احساس میشد و خاطرات زیادی از درمان با جوشانده های گیاهی در خاطرم نقش بسته است.

جهت تحصیل و با انتقال پدر به تبریز مراجعت نموده و در دبستان و دبیرستان صفا تحصیلات ابتدائی و متوسطه را به پایان رسانیدم .همیشه درخود شوق تحصیل درعلم طب را احساس می کردم .به جهت ایجادمشکلاتی با وقفه شش ساله بالاخره در سال یکهزار و سیصد و شصت و هشت در رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشگی تبریز پذیرفته و مشغول تحصیل گردیدم .ولی همیشه این سوال در ذهنم شعله ور بودکه چگونه بیشتر اساتید و پزشگان محترم قادر به تجویز آن همه داروهای باعوارض جانبی وحشتناک بودند و در جواب من راه جایگزین را طلب می کردند و خود را ناچار به این امر می دانستند .من نیز چاره ای جز دنباله روی ایشان نمی دیدم .

در ان زمان خودم هم از بیماری میگرن شدیدی رنج می بردم که ناچارا مرا مجبور به استفاده از مسکن های قوی و داروهای رایج شیمیایی ساخته بود که هرگز درمان بخش نبودند .در سال یکهزار و سیصد و هفتاد و پنج از دانشگاه فارغ التحصیل گردیده و عازم طرح اجباری پزشگان در روستاهای اطراف شده در ضمن اماده شروع دوره تخصصی بودم لکن یک اتفاق مهم مسیر زندگی و شغلی مرا دگرگون ساخته و با خواست خدای مهربان در شاهراهی ازامید و هیجان قرار گرفتم .که همانا اشنائی اتفاقی من با روش درمان هومئوپاتی بود .در همان زمان اوازه درمان شاگردان استاد ارجمند جناب اقای دکتر ناصری در ارومیه به من هم رسیده و مرا همراه خانواده جهت درمان به انجا گسیل کرد .

بعدها در تبریز و تهران هم درمان خود را ادامه داده و در کمال تعجب پیشرفت زیادی در درمانم ایجادگردیده و مرا هم مسحور خویش ساخته و در شروع فراگیری این علم راغب ساخت . ازمحضراساتید محترمی چون دکتر شهردار و دکترشاددل و دکترمرادی بهره برده و در ضمن مدرک خود را از طریق انجمن هومئوپاتی ایران ( ریها ) دریافت کرده و به عضویت ممتاز ان انجمن در امدم .حدود ده سال است که مشغول طبابت به روش هومئوپاتی در شهر تبریز بوده و جزو اولین پزشگان هومئوپات تبریز محسوب می شوم .در ضمن با همکاری دوستان ارجمندم دکتر محمدی و مهندس قاسمی آذر موفق به تاسیس و ثبت انجمن همراهان طب سنتی که اکنون به نام انجمن طب کل نگر اذربایجان شرقی تغییرنام یافته گردیده و خدمات زیادی در امر اشاعه و شناخت روش های مختلف طب مکمل به انجام رسانیده و مدتی را هم به تدریس این رشته مشغول بودم .امیدوارم با حسن تظر مراجع وزارتی و دانشگاهی نسبت به طب سنتی و گشایش دوره های پی اچ دی برای ان در مورد هومئوپاتی هم کار مشابهی صورت پذیرفته و قدم های بیشتری برای اشاعه این روش فوق العاده درمانی جهت یاری به بیماران درمانده از درمان برداشته شود .