دکتر بابک ناهیدی آذر » هومیوپاتی » واژه های رایج در هومئوپاتی
خوش آمدید .:. امروز: پنج شنبه، 22 آذر 1397

واژه های رایج در هومئوپاتی

هومئوپاتی :
واژه های رایج در هومئوپاتی
این کلمه اولین بار توسط هانمن موسس این طب در سال 1807 به کار برده شد . این واژه مرکب از دو کلمه یونانی هومئوس ( مشابه ) و پاتوس ( درد و رتج ) می باشد . این کلمه اهمیت زیادی دارد چرا که تفاوت میان این روش واقعا انقلابی را در عصر خود با طب رایج که اساس آن بر درمان بیماری با ضد آن می باشد به خوبی عیان می سازد .

مشابه مشابه را درمان می کند . به عنوان مثالی از مشابهت داروی بلادونا می تواند منجر به سرخ شدن , اتساع مردمک , تب بالا و دهان خشک گردد . علائمی که در تب مخملکی رایج است . پس دارو را می توان در درمانش بخوبی به کار گرفت .

البته در هومئوپاتی مشابهت اهمیت داشته و این به معنی وجود عین علائم نیست بلکه تشابه نسبی مطرح است و نه دقیقا خود علائم ( در آن صورت از کلمه هوموپاتی به جای هومئوپاتی استفاده می شد ) . هانمن واژه آلوپاتی را برای طب رایج به کاربرد .

بیماری مصنوعی :

هانمن در مورد اصل سیمیلیموم یا مشابهت چنین بیان می دارد که : قدرت درمان گری داروها نه تنها به علائمی که ایجاد می کنند بستگی دارد بلکه این نشانه ها بایستی قویتر نیز باشند ( ارغنون افوریسم7 ) .

پس در هر مورد خاص می توان بیماری را فقط به واسطه داروئی که بتواند به یک فرد حساس کلیه عوارض با بیشترین شباهت به آن بیماری را القا نماید و البته قوی تر از آنهم باشد , به مطمئن ترین , کامل ترین , سریع ترین و پایدارترین نحو ممکنه منتفی و درمان نمود .

این علائم مشابه و نیز قوی تر توسط هانمن بیماری مصنوعی یا آرتیفیشیال نامیده شد . بیماری طبیعی ضعیف تر تحت کنترل بیماری مصنوعی و قوی تر قرار می گیرد و البته این ها نمی توانند بطور همزمان در یک ارگانیسم حاضر باشند .

در گزینش داروی مناسب تصویر علائم داروئی که نزدیک ترین انطباق را با مجموعه نشانه های بیماری دارد در نظر گرفته می شود . داروئی که در شخص سالم شبیه ترین علائم بیماری مورد معالجه را ایجاد نموده ( پرووینگ ) تنها و تنها داروئی است که آن بیماری را معالجه خواهد نمود ( ارغنون افوریسم 25 ) . انطباق کامل و دقیق ناممکن و محال می باشد . بیماری مصنوعی که توسط دارو ایجاد گردیده نه تنها بایستی قوی تر باشد بلکه قبل از آن بیشترین مشابهت ممکنه را به بیماری طبیعی دارا باشد تا درمان صورت پذیرد ( ارغنون افوریسم 34 ) .

پرووینگ ( تست / آزمایش ) :

واژه های رایج در هومئوپاتی
هانمن با صبر و حوصله زیاد و رعایت کامل اصول متدولوژی شیرابه الکلی مواد طبیعی گوناگون را جهت کشف نیروی درونیشان در ایجاد تصویر علائم در یک فرد سالم با یاری خانواده و دوستان نزدیکش مورد آزمایش قرار داد . در نتیجه گروهی از مواد را که قابلیت استفاده هومئوپاتیک داشت کشف نمود که شامل 24 داروی با ارزش مانند : آکونایت , آرنیکا , بلادونا , آیپکاک , ناکس ومیکا , پولساتیلا , دروزرا و چمومیلا می باشد .

این داروها امروزه به طور گسترده ای توسط پزشگان مورد استفاده واقع شده و گره از مشکلات گروه عمده ای از بیماران می گشایند . اوج کار هانمن در انتشار کتاب ماتریامدیکا پیورا می باشد ( در سال 1811 ) .

پرووینگ هانمن در طی 25 سال و با مشارکت عده ای از داوطلبین فداکار و طی انجام آزمایشات مشقت باری صورت پذیرفت . پروو کننده ها به طور دقیق در مورد دارو آموزش داده می شدند و از ایشان خواسته می شد هر علامتی را که تجربه می کردند و نیز زمان وقوع آن را به دقت ثبت نمایند .

از عوامل متاثر کننده بیرونی که می توانستند نتیجه را مخدوش نمایند پرهیز داده می شدند . روش های مورد استفاده هانمن با کمی تغییر هنوز هم اساس کار پرووینگ می باشد .

بیماری کمپلکس :

وجود دو بیماری غیر متشابه که بصورت همزمان در یک فرد موجود باشد ( که البته قادر به درمان همدیگر نیستند ) را به عنوان بیماری پیچیده در نظر می گیرند . هانمن اذعان نمود که این دو بیماری قادر به انهدام همدیگر نبوده ولی یکی از آنها تا تکمیل دوره عملکردی بیماری دیگر به حالت معلق باقی می ماند .

بر اساس قانون مشابهت ها در زمان بروز دو بیماری مشابه بطور همزمان بیماری قوی تر بیماری ضعیف تر را از میان خواهد برد مانند مشابهت بین دو بیماری آبله گاوی و آبله .

نیروی حیاتی ( وایتال فورس ) :

واژه های رایج در هومئوپاتی
هانمن فرضیه وجود نیروی حیاتی در ارگانیسم زنده را مطرح ساخت ( در کتاب ارغنون ) . در حالت سلامتی نیروی حیاتی روح مانند که اندام های مادی بشری را به جنبش در می آورد بر فراز قلمرو خود فرامانروائی نموده و احساسات و فعالیت های تمامی قسمت های بدن موجود زنده را هماهنگی حیرت آوری می دهد .

روح که در اندام های ما قرار یافته است می تواند آزادانه این ابزار زنده سالم را برای دستیابی به مقصد عالی وجود انسان به کار گیرد ( ارغنون آفوریسم 4 ) . بدون نیروی حیاتی بدن مادی ناتوان از احساس کنش و صیانت از خویشتن بوده و فقدان این نیرو مساوی با مرگ است ( ارغنون افوریسم 10) .

زمانی که انسان بیمار می گردد ابتدا این نیروی حیاتی روح مانند خود اتکا که در همه جای بدن حاضر است در نتیجه تاثیر دینامیک عامل متخاصم از تعادل خارج می گردد . همین نیروی حیاتی نامتعادل شده است که احساساتی ناموافق و کارکردهائی غیر نرمال که آنرا علائم بیماری می نامیم در بدن ظاهر می کند ( ارغنون افوریسم 11) .

نظریه انرژی حیاتی اغلب بنام بیو انرژی هم نامیده می شود و از عناوینی مانند روح حیوانی , زمینه حیاتی و روح پنهان برای آن استفاده می شود .این نیرو کلیت ارگانیسم یعنی روح و ذهن و جسم را احاطه کرده و اشرافیت بر نیروی درمانگر درونی بدن دارد .

در حالت سلامتی این نیروی قدرتمند در هماهنگی و تعادل کامل قرار دارد ولی در شرایط بیماری نیروی فوق تضعیف شده و دچار عدم همامنگی می گردد .

هومئوپاتی همواره در پی تثبیت و حفظ تعادل و توازن این نیرو و در نتیجه حفظ قدرت حداکثر آن است . بر این اساس است که می گوئیم داروی هومئوپاتی در پی تحریک سیستم ایمنی بدن و مکانیسم دفاعی می باشد . علت بیماری همانا نامتعادل شدن نیروی حیاتی است و برعکس ناپدید شدن علائم بیماری دلالت بر بازیافت تمامیت و بهبودی نیروی حیاتی دارد ( ارغنون افوریسم 12 ) .

درک اینکه چگونه نیروی حیاتی بدن را به حالت سلامت باز می گرداند برای پزشگ ضروری نیست . کنش دینامیکی داروهای هومئوپاتی بر روی نیروی حیاتی می تواند سلامتی و تعادل را به حیات فرد بازگرداند (ارغنون افوریسم 16 ) . درمان که عبارت است ازحذف تمام آثار و علائم قابل شناخت بیماری به معنی اصلاح تغییرات داخلی نیروی حیاتی که تحت تاثیر آن عوارض قرار دارد نیز می باشد . بدین طریق است که کل بیماری برطرف خواهدشد ( ارغنون افوریسم 17) .

نیروی حیاتی به احتمال زیاد از طریق سیستم عصبی , دستگاه ایمنی و غدد درون ریز بدن عملکرد خود را به انجام می رساند .

ارغنون یا ارگانون پزشگی :

کتاب مرجع هومئوپاتی و اثر بی بدیل و خارق العاده هانمن اولین بار در سال 1810 انتشار یافته است. این کتاب مرجع استاندارد جهت اصول درمانی در طی این 200سال بلاتغییر باقی مانده است . اولین چاپ آن شامل 271 آفوریسم بوده که تا چاپ ششم آن به 291 افزایش یافته است . چاپ نهائی پس از مرگ هانمن در سال 1921 انتشار یافته .

ماتریامدیکا پیورا:
واژه های رایج در هومئوپاتی
دومین شاهکار هانمن است که در شش جلد در طی سالهای 1821- 1811 منتشر گردیده است . این کتاب حاوی 25سال پرووینگ دقیق 44داروی بسیار مهم هومئوپاتی می باشد . هر علامت پرووینگ در واقع علامتی است که توسط دارو در فردسالم ایجاد شده است. هر دارو شامل مجموعه ای از علائم مختص خویش می باشد . پس از فهرست علائم هر دارو لیستی از داروهای مکمل ( تقویتی ) و انتی دوت ( خنثی کننده ) دیده می شود. در نهایت مدالیته های آن نوشته شده است . سایر ماتریامدیکا ها و یا کتب داروشناسی هومئوپاتی شامل علائم راهنما در ماتریامدیکای دکترکنت در 10جلد - ماتریامدیکای دکتر کلارک در 3 جلد - کاربردی ترین ماتریامدیکا مربوط به ویلیام بوریک - جدیدترین آنها توسط دکتر رابین مورفی میباشد .

مدالیته یا تغییر دهنده ها :

این تغییر دهنده ها می توانند وضعیت را وخیم ترکرده یا بهبود بخشند . مدالیته ها اثر تعیین کننده در انتخاب دارو دارند . مدالیته ها شامل طبقه بندی ذیل است :

1 - فیزیکی : تماس , استراحت , فعالیت , وضعیت بدنی , حرکت , فشار فیزیکی
2 - دما : سرما , گرما , آب و هوا
3 - زمان : روز , شب , ساعات مشخصی از روز , عصر , فصلی از سال 4 - تغذیه : غذا , نوشیدنی , الکل
5 - منطقه ای : سمت راست یا چپ , حرکت عارضه از راست به چپ و برعکس .
6 - متفرقه : موزیک , افراط جنسی و ...

سرشت :

واژه های رایج در هومئوپاتی
ماتریامدیکا شامل اطلاعاتی از اختصاصات عمومی فیزیکی و ذهنی هر دارو می باشد . این مختصات همان ساختار کلی یک فرد و یا تیپ سرشتی اوست . نخواهید بدانید که چه بیماری مشخصی یک بیمار دارد بلکه از او سوال کنید که چه نوع بیماری دارد ! ( ویلیام اوسلر ) پس نباید مارک بیماری را به بیمار چسبانید بلکه بدون هیچ نوع پیش داوری باید از کلیت علائم بیمار به درمان او راه جست .

بنابر نظریه سرشت افراد مشخص دارای قرابت منحصر بفرد نسبت به یک داروی خاص می باشند ( ارغنون ) . اگر پزشگ سرشت فیزیکی , شخصیت فکری و عاطفی , فعالیت های روزمره , سبک زندگی , موقعیت اجتماعی , روابط خانوادگی , سن , حیات جنسی و سایر موارد بیمار را مد نظر قرار دهد او را در رسیدن به دروازه درمان یاری خواهد رساند ( ارغنون افوریسم 5 ) .

شرایط ذهنی و روانی بیمار اغلب فاکتور تعیین کننده در انتخاب داروی مناسب محسوب می گردد . مثلا در یک بیمار با ظاهر آرام ندرتا داروی آکونیت عمل خواهد کرد . در یک انسان ملایم و بلغمی مزاج داروی ناکس ومیکا درمان کننده نخواهدبود . در یک بیمار شاد و بشاش و سرشار از زندگی داروی پولساتیلا عمل نمی کند . در شخص بدون حالتی تند و تحریک پذیر داروی ایگناشیا عمل نمی کند ( ارغنون افوریسم 213 - 211 ) .

دکترکنت در مورد سرشت اذعان می دارد که طی ده سال مبادرت به درمان هومئوپاتی قدرت مکاشفه اعطا می گردد . به نحوی که پزشگ قادر به کشف افکار و اذهان بیماران می گردد و در نگاه اول سرشت آنها تشخیص داده می شود . در قالب مدل سرشتی به قانون مشابهت ها بهترین پاسخ داده می شود . پس فاکتورهای سرشتی منجر به انتخاب داروهای مختلف برای افراد متفاوتی می شود که ظاهرا از یک بیماری رنج می برند . داروی منتخب بر اساس قانون مشابهت اگر منطبق بر سرشت فرد باشد ایده آل محسوب می گردد .

بیماری های مزمن :

سومین شاهکار هانمن بنام بیماری های مزمن ماهیت و درمان هومئوپاتی انها در سال 1828 به چاپ رسید . او در این 6 مجلد به مرور اصول هومئوپاتی و نیز نقد پزشگی الوپاتی در درمان امراض مزمن پرداخته و روی کرد کل نگری هومئوپاتی را مورداشاره قرار داده است . وظیفه پزشگ تحقیق و تفحص در مورد کل شرایط و عوارض یک بیمار است . علت بیماری , نحوه زندگی فرد , ماهیت ذهنی او , خصوصیت احساسات شخص , ساختار و سرشت فیزیکی و به ویژه علائم بیماری اهمیت فراوانی دارند . هانمن در این کتاب تئوری میازم ها را مطرح نموده و حتی ماتریامدیکای داروهای آنتی سوریک ( سورا جزو گروه میازم هاست ) را شرح داد .

میازم :
واژه های رایج در هومئوپاتی
هانمن مشاهده کرد که داروهای هومئوپاتی با موفقیت بیماران را درمان می کنند ولی پس از مدتی برخی از بیماران با همان علائم ولی بسیار قوی تر از ان مجددا عود می کنند . پس بیماری مزمن در بدن به صورت پنهان باقی مانده و دوباره بازگشته است . او تئوری میازم ها را مطرح نمود . که سر منشائی برای بیماری مزمن محسوب می شود .

او از میازم به عنوان عارضه ای شوم یاد می کند که یک ضایعه پایدار بوده و می تواند وراثتی یا اکتسابی باشد و به هرسلول بدن سرایت کرده و به شکل ژنتیکی نسل اندر نسل منتقل می گردد . میازم پیش زمینه مستعدکننده افراد به یک بیماری خاص می باشد . از میان سه میازم مطرح شده از طرف هانمن میازم سایکوز و سیفلیس ریشه در بیماری های جنسی داشته ولی سومی یعنی سورا سرمنشا غیر جنسی دارد .

سایکوز از بیماری سوزاک و نیز سیفلیس از بیماری همنامش منشا گرفته و احتمالا سورا با بیماری جرب در ارتباط می باشد . در دوران هانمن 10% مبتلا به سیفلیس 8% مبتلا به سایکوز و 82% مبتلا به سورا بوده اند . هر سه میازم دارای اثرات تخریبی بر روح و ذهن و جسم می باشند . اگر سورا گریبان بشر را نگرفته بود بروز دو میازم دیگر ممکن نبود . تمامی امراض دیگر بعد از سورا شکل گرفتند .

سورا پایه و بنیان تمامی آلام و دردهای بشر است . شاید ظهور سورا به زمان حضرت آدم برگردد . هانمن معتقداست اگر بشر در اطاعت کامل از قوانین الهی می بود اصلا سورا بوجود نمی امد . انسان در ابتدا کاملا سالم و بدون هر بیماری بود . با وسوسه های شیطانی و انحراف بشر از راه راست و سو استفاده از ازادی اختیارش و انعکاس ان بر جسم ادمی خارش ذهنی مبدل به خارش جسمی گردید !

هانمن معتقد است تاثیر روانی و جسمی گناه اولیه ( تناول ازمیوه ممنوعه ) نخستین بیماری پوستی است . با شروع عوارض پوستی حساسیت به باکتری ها و ویروس ها هم ایجاد گردید . با سرکوب این عوارض پوستی و سو درمان ان سورا متولد گردید . ادامه افکار شیطانی منجر به اعمال شیطانی و ایجاد سوزاک و سیفلیس گردیده و چرخه فلاکت بار مشکلات ادمی را تکمیل ساخت .

سورا تقریبا در هر انسانی نهفته است که با ایجادصدمه , عفونت ها , شوک , احساس غم فعال می گردد . سابقه فامیلی , ژنتیک , نوع تغذیه , سبک زندگی و تروما تاثیرگذار است . کنت در نوشته هایش از نوع بشر به عنوان مجموعه ای از جزامیان یاد می کند . سورا قدیمی ترین , جهان شمول ترین و مضرترین بیماری میازماتیک مزمن است که برای هزاران سال انسانها را مورد شکنجه و آ زار خویش قرارداده است ( هانمن ) .

آلن در کتاب سورا و سورای کاذب میازم های مزمن می گوید : سورا با ایجاد عفونت , زدودن حیات ازخون , شرایط کم خونی , کاهش تعداد گویچه های خون مانع از تغذیه ارگانیسم می گردد و نیز از دریافت اکسیژن نیز آن را محروم می سازد . با اقدام بدن جهت سازندگی ساختارهائی اشتباه مانند تومورها , غدد متورم , رشد فیبروزی , سرطان و غیره تولید می شود که بدین موارد وضعیت های پاتولوژیک یا سازه دیگری از حیات نام داده می شود . این موارد اشتباهی طریقه ئ فیزیولوژیک بدن را تبدیل به شرایط غیر فیزیولوژیک مرگباری کرده که با اصل حیاتی بدن در تقابل است .

میازم های مدرن :

میازم نقش عمده ای را در اختصاصات وراثتی ایفا می کند . از زمان هانمن میازم های توبرکولار ( سل ) و کارسینوسین ( سرطان ) هم افزوده شده است . و شاید ترکیبی از میازم ها بیماری ایدز را بوجود اورده باشد . استفاده بیش از حد داروهای مدرن بویژه آنتی بیوتیک ها و قرص های ضد بارداری , افزایش دوز واکسن ها و مصرف داروهای مضعف سیستم ایمنی بدن و هورمون های سنتتیک منجر به ایجاد میازم های اکتسابی گردیده است .

انتقال خون هم میازم بواسطه دهنده را ایجادکرده است . بودائیان معتقدند سورا ناشی از غفلت سایکوز ناشی از حرص و آز و طمع وسیفلیس ناشی از نفرت است .

داروهای تخلیه گر یا درناژ کننده :

این داروها قادرند سموم ب امنشا خارجی ( با تاثیر روانی و شیمیائی در بافت های زنده ) سموم با منشا داخلی ( از درون خود بدن با همکاری سایر بیماری ها ) و سموم اتوژن ( به واسطه عوامل سرشتی , موروثی و رفتاری ) تولید می شود را از بدن دفع نموده و به یاری ارگان های دفع کننده بدن مانندکلیه ها کبد , پوست و غشا مخاطی و نیز غدد مترشحه درون ریزبشتابد . تصفیه بدن از سمومات تصویر واقعی و کاملی از بیماری راعیان ساخته و مانع تشدید هومئوپاتیک داروهای بعدی می گردد.

مثلا داروی بربریس با عمل درناژی مناسب بر کلیه راه را بر درمان های مناسب سرشتی بعدی هموار خواهد کرد .

داروهای بچ :
واژه های رایج در هومئوپاتی
توسط دکتر ادوارد بچ بکار برده شد . او معتقدبود که علل فیزیکی عامل بیماری نیست بلکه عدم سازگاری عمیق ایجادشده در بدن بانی ناخوشی می باشد که با واسطه خواص شفابخش گل های وحشی می توان بر آن فائق امد . مثلا ترسی که شدیدا افکارما را پریشان می کند می تواند قدرت حیاتی را تحلیل برده مقاومت طبیعی بدن را در مقابل بیماری بکاهد و ان را در معرض هر گونه عفونت و اسیبی بلا دفاع نماید . او به همراه دکتر پاترسون که نوسودها را معرفی کرد کمک عمده ای در پیشبرد هومئوپاتی داشته است . او عقیده داشت تمامی بیماری ها منشا ذهنی دارند . او 38 دارو را که از گل های تازه , گیاهان و آب های مخصوص تهیه شده معرفی کرده است .

نمک های شوسلر :

حدود دوازده دارو را شامل می گردد . که توسط دکتر شوسلر آلمانی معرفی گردیده است . تئوری وی مبتنی بر این است که بیماری ها بدلیل کمبود نمک های معدنی در بدن ایجاد می گردد . مثلا سولفات کلسیم را می توان در تصفیه خون , بیماری های کوچک پوستی و جوش جوانی بکار برد .

داروهای پلی کرست یاوسیع الطیف:

این کلمه اولین بار توسط هانمن به داروهائی که مصرف وسیع الطیفی داشتند اطلاق گردید. پرووینگ این داروها منجر به بروز علائم وسیع تری می گردد که مشابه چندین بیماری همانند است . آرسنیک , بلادونا , ناکس ومیکا , پولساتیلا , کالکریا کربونیکا و سولفور جزو این داروها هستند .



 2 شهریور 1391      هومیوپاتی      4367 بازدید     چاپ مطلب      نظرات (0)      بازگشت    
ارسال یک نظر