دکتر بابک ناهیدی آذر » هومیوپاتی » مقاله چاپ شده در مجله قاصد بیمارستان
خوش آمدید .:. امروز: چهارشنبه، 27 دی 1396

مقاله چاپ شده در مجله قاصد بیمارستان

هومئوپاتی واکسیناسیون در برابر بیماری ها
مقاله چاپ شده در مجله قاصد بیمارستان
سوال : معنی کلمه هومئوپاتی چیست وتاریخچه آن را توضیح دهید.

علت مراجعه بیماران به هومئوپاتی که یک روش کل نگر (هولستیک ) محسوب می گردد بیشتر مربوط به طرز تلقی آنها در مورد طبیعی بودن این روش درمانی بر می گردد.بیشتر افراد منشا داروهای هومئوپاتی را گیاهی می دانند و برخی با توجه به مصرف دارو به شکل محلول آن را نوعی آب درمانی فرض می کنند . البته صحیح است که بگوئیم دارو های هومئوپاتی منشا طبیعی دارند و اکثرا از گیاهان (60%) وبه مقدار کمتر از جانوران (20%) کانی ها و مواد مصنوعی و حتی بافت های خود انسان ومیکروب ها (نوسود وسارکود ) به دست می آید.

کلمه هومئوپاتی از مجموع دو واژه یونانی هومئوس وپاتوس ساخته شده است. اولی به معنی مشابه ودومی به معنی رنج بردن یا بیماری می باشد ومجموعا لفظ مشابه درمانی بدست می آید. این واژه مفهوم عملکرد عاملی می رساند که می تواند موجب بروز عوارض در افراد سالم ( به واسطه پرووینگ ) و درمان همان عوارض در یک بیمار مشابه گردد.به عبارت دیگر اگر ما یک دارو را به فرد سالمی تجویز کنیم همان علائمی را در او ایجاد خواهد کرد که در یک انسان بیمار با علائم مشابه درمان بخش خواهد بود.

رمز گشایش فلسفه هومئوپاتی همانا عبارت مشابه مشابه را درمان می کند می باشد که این امر اولین بار توسط یک پزشگ خلاق آلمانی به نام ساموئل هانمن (1843-1755) به شکلی اصولی در کتابی به نام ارگانون بیان گردیده است. پس بیماری و داروی هومئوپاتی قادرند علائم مشابهی را ایجاد نمایند.این مساله تا حدی یادآور واکسیناسیون است که با روش هومئوپاتی دارای قرابت هائی است.حتی می توان مثال های آشناتری را هم بیان نمود.مثلا شما هنگام کندن پوست پیاز دچار آبریزش چشم وبینی می شوید. علائمی که بسیار شبیه بیماری آنفلوانزا است وما با اخذ داروی هومئوپاتیک از پیاز قرمز (آلیوم سپا ) و مصرف آن توسط بیمار می توانیم بر علائم این بیماری فائق آئیم.

سوال : ابعاد وجودی انسان از دیدگاه هومئوپاتی چگونه است؟ و آیا با داروی هومئوپاتی می تئان بیماری های روحی مانند افسردگی را درمان درمان نمود ؟

ساختار بدن انسان مشتمل بر سه بخش اساسی است :
1) ذهن (مایند)
2) روان (اموشن)
3) جسم (بادی)
در هومئوپاتی درمان را به ترتیب فوق در مقام اهمیت قرار می دهند.یعنی درمان را با تداوی ذهن آغاز نموده وبا درمان روان امتداد داده و به جسم اختتام می دهند.
مقاله چاپ شده در مجله قاصد بیمارستان
ذهن : ثبت کننده تمامی تحولاتی است که در ادراکات وآگاهی های ما پیش می آید.مثلا انسان فکر می کند کدام کار صحیح و کدام غلط است. مجموعه ای مشتمل بر موارد ذیل جزو آثار و عملکرد های ذهنی ماست : قدرت تفکر- انتقا د - خلاقیت - مقایسه ومحاسبه - قدرت ابتکار - تجزیه و تحلیل - تجسم وطراحی - برنامه ریزی - توصیف - برقراری ارتباط با انسان ها و محیط و غیره.انسانی که این موارد را در سطحی والاتر به انجام می رساند سالم تر از سایرین محسوب خواهد شد. مهمترین بخش از دیدگاه هومئوپاتی همانا ذهن اوست واگر ذهن فرد به خوبی تحت کنترل او قرار داشته باشد شرایط زیر را به ترتیب اولویت آن خواهد داشت:

الف ) وضوح و یا روشنی ذهن
ب ) قدرت استدلال و منطق و انسجام فکری
ج ) خلاقیت نسبت به جامعه وخویشتن

برای مثال بیماری با علائم آسم نزد یک هومئوپات مراجعه می نماید.درزمان گرفتن شرح حال او قادر به یادآوری سن خویش نیست!از دیدگاه پزشگ هومئوپات مورد نظر اهمیت اختلال حافظه بیشتر از تنگی نفس آسماتیک خواهد بود ومورد دوم ارزش بیشتری در شرح حال گیری خواهد داشت.

پس یک پزشگ هومئوپات مجرب ابتدا به نحوه صحبت کردن فرد و میزان حافظه او - تمرکز فکریش - وجود یا عدم وجود بی قراری - طرز نشستن و راه رفتن بیمار توجه دارد تا علائم جسمی او.پس می توان نتیجه گرفت که بدترین بیماری انسان نداشتن خلاقیت های فردی است. وغرور وتکبر- زیاده طلبی و حسادت را می توان جزو مهمترین بیماری های ذهنی انسان دسته بندی نمود.

جهت رسیدن به سلامتی ابتدا بایستی ذهن را خاموش کرده وسپس شعور وآگاهی را با مبدا خلقت مرتبط ساخت .وابستگی به مادیات ذهن را به خود مشغول ساخته و فرد را از جاده سلامتی دور می سازد. برعکس عدم وابستگی وتنها ارتباط با خدا منجر به آرامش و سلامتی واقعی می گردد.بنابراین فقدان یک عزیز - شنیدن یک خبر بد یا ترسیدن در فردی که وابستگی های شدید مادی ندارد منجر به ایجاد بیماری نخواهد شد .به عبارتی وابستگی منجر به بیماری می شود وهر چه شدت این نیاز بیشتر باشد حدت خروج از جاده سلامتی بیشتر خواهد بود.

از بیماری های ذهنی می توان به موارد ذیل اشاره نمود:
اسکیزو فرنی (اغتشاش کامل ذهنی )- هذیان های مخرب - عدم مشاهده واقعیت - توهمات ذهنی - کند ذهنی - کودنی - عدم توانائی در تمرکز ذهنی - فراموشی - عدم حضورذهن.

روان: تغییر در حالات احساسی ما توسط روان ثبت می شود. عشق و نفرت - شادی و آرامش - شجاعت و ترس - اضطراب توسط روان کنترل می گردد.اشخاصی سلامتی روانی دارند که خویشتن را جزئی از کل محسوب می نمایند.یعنی کلیت را بر خویشتن ترجیح می دهند . از بیماری های روانی می توان به موارد ذیل اشاره نمود :

افسردگی - بی تفاوتی - غصه - تحریک پذیری و عصبانیت - عذاب فکری - ترس - اضطراب و نگرانی - نارضایتی - عدم قناعت

جسم:که شامل تمامی بیماری های جسمی شناخته شده بوده واهمیت بسیار کمتری از ذهن و روان داراست.

بر اساس طبقه بندی فوق انسان مجموعه ای از ذهن احساس و روان و جسم است.یک درمانگر واقعی هرگز نبایستی خود را محدود به بخشی از ابعاد وجودی انسان نماید چرا که هر سه عامل فوق همواره در حال اثر گذاری بریکدیگرند و چنان درهم تنیده اند که مجزا ساختن آنها از همدیگر فرض محالی است.درست است که محرک مادی بر جسم انسان اثر می گذارد و محرک غیر مادی بر ذهن و روان او.ولی آیا تاثیرات وارده بر جسم فارغ از اثرات آن بر ذهن و روان بشری است ؟ و بر عکس محرک وارده بر ذهن وروان فاقد انعکاسی در کالبد اوست ؟ مسلما جواب منفی است.

به هر حال در بررسی و کنکاش یک بیماری آنچه اولویت دارد همانا ذهن اوست وروان و جسمش در مراتب پائین تری قرار دارند. درمان جهت دار هدف هومئوپاتی است. یعنی نتیجه اولین قدم درمانی ما بایستی سوق دادن علائم بیمار از ذهن به مراتب پائین تریعنی روح وجسم او خواهد بود.فلذا در مداوای یک بیمار آسماتیک ضروری است ابتدا هدف را در اصلاح فراموش کاری او نمائیم. والا هدف غائی از رسانیدن بیمار به سطح واقعی سلامتی هرگز تحصیل نخواهد شد.فلسفه درمانی فوق تنها راه درمان آلام ودردهای پایان ناپذیر بشر است.اگر که بتوانیم با دید وسیع تری بدین منظرنگریسته و از تنگ نظری هائی که در نهایت سلامت کل بشریت را به خطر میافکند دوری نمائیم.
مقاله چاپ شده در مجله قاصد بیمارستان
سوال : تاثیر هومئوپاتی بیشتر بر کدام نوع بیماری است ؟

بر اساس توضیحات فوق در واقع هومئوپاتی اقدام به درمان بیمار می کند و نه بیماری. بر اساس این دیدگاه ما مواجه با یک کلیت به نام انسان هستیم که بنا به دلایل متعدد مانند استرس ها - ترس - غم - آلودگی هوا - میکروب ها و هزاران عامل دیگر دچار اختلال در سلامتی گردیده و سیستم ایمنی اش تضعیف شده و در قسمت های مختلف بدنش علائمی را منعکس می کند.

ما با در نظر گرفتن کل علائم فرد و رجحان بخشیدن بر آثاری که در سطوح بالاتر (به ترتیب ذهن و روح وجسم ) هستند اقدام به درمان خواهیم کرد.فلذا این روش درمانی مختص به بیماری خاصی نمی باشد.

سوال : تفاوت این روش درمانی با طب سنتی در چیست ؟

در طب سنتی رایج از خود گیاه یا عصاره غلیظ شده آن استفاده می گردد که بنا به دلایل متعدد مانند احتمال مسمومیت به دلیل غلظت بالا و تاثیر کمتر آن به جهت بهره برداری از شکل خام آن چندان مطلوب نبوده لکن در هومئوپاتی اولا دارو به مقدار خیلی زیاد ی رقیق شده (مثلا در حد ده بتوان منهای بیست وچهار برابر) فلذا فاقد آثار جانبی ناشی از دوزاژ بالاست واز طرف دیگر با روش های خاصی توان دار شده (پتنتی زیشن) و بر این اساس آثار مورد انتظار از داروی مورد نظر به شکل بهتری بروز خواهد نمود.

بنابراین تفاوت هومئوپاتی با طب سنتی ما که در واقع خواستگاه اصلی اوست در نحوه استفاده بهینه و بهره برداری عمیق تر از دارو های با منشا طبیعی است. تفاوت دیگر در هزینه کمتر آن است چرا که با مقدار کمی از گیاه خام می توان برای هزاران بیمار دارو ساخت.

سوال : فرق میان نحوه تجویز دارو در طب رایج و هومئوپاتی در چیست ؟

در واقع این امر نیز به طرز تلقی این دو روش از بیماری ها باز می گردد. در طب رایج با استفاده از شرح حال گیری مختصر و سپس معاینات بالینی و پاراکلینیک ( آزمایشات - رادیولوژی و ... ) رای به وجود یک بیماری داده می شود وبر اساس نوع بیماری داروهای خاص جهت آن تجویز می گردد. برای مثال تمامی افرادی که بررویشان مارک بیماری آسم خورده است از یک سری داروهای مشخص ( مانند سالبوتامول - بکلومتازون و ... ) استفاده شده وسعی در کنترل دراز مدت آن به عمل می آید که در بیشتر موارد تا آخر عمر بیمار ادامه خواهد داشت . این امر کمابیش در بیشتر بیماری های مزمن دیگر نیز صادق است.
mg=left]http://dr-nahidi.com/uploads/posts/2012-10/1349186743_ho-3.jpg[/img]
اما در هومئوپاتی قدم های اولیه تشخیصی البته با ارجحیت بیشتر در مورد شرح حال و خصوصیات اظهار شده توسط بیمار ( سیمپتوم ها ) همانند طب رایج است لکن در نهایت منتج به اظهار یک بیماری خاص نخواهد شد بلکه تاکید آن بر روی کلیت سیستم فرد خاص مورد نظر بوده که اختصاصی وی بوده و درمانگر به تداوی کلیت بیمار اقدام خواهد نمود. در کتب دارو شناسی هومئوپاتی که ماتریا مدیکا نامیده می شود تمامی علائم مربوط به کل داروهای هومئوپاتی ( حدود 4600 دارو ) به طور مشروح ثبت شده که بر اساس آزمایش آن داروها برروی هزاران داوطلب طی سالیان دراز اخذ شده است ( پرووینگ ).پزشگان هومئوپات با مقایسه علائم بیمار و آثار ثبت شده در کتب مذکور و نیز بهره بردن از منابع دیگری که (رپرتوری ) نامیده می شود (که در سالهای اخیر با استفاده از نرم افزار های کامپیوتری این امر با سهولت بیشتری صورت می پذیرد ) داروی مشابه علائم اخذ شده از بیماررا به دست آورده و تنها داروی اختصاصی همان فرد را برایش تجویز می کنند.

ساموئل هانمن در کتاب ارگانون می نویسد: ((والاترین وظیفه یک طبیب واقعی باز آوردن سلامتی است بدون فریب کاری و تسکین بخشی. او باید سلامتی را برای همیشه با دور ساختن بیماری از کوتاه ترین و کم آسیب ترین روش ممکنه به دست آورد.))

سوال : کمی در مورد نحوه تاثیر دارو های هومئوپاتی توضیح دهید.

بنابر قوانین تغییر ناپذیر طبیعت زمانی که یک بیماری قوی تر نسبتا مشابه بیماری موجود وارد ارگانیسم گردد بیماری ضعیف معلق شده واز میان می رود.برای مثال وقتی دردی جزئی در ناخن شست پا به علت پارونیشیا وجود دارد وبه دنبال آن دچار سردرد شدید میگرنی شویم درد ناشی از ناخن محو خواهد شد.بر این اساس وقتی دارو وارد بدن بیمار می گردد چون قوی تر از خود بیماری است وبا آن مشابهت زیادی دارد ( منظور داروی هومئوپاتی است ) آن را معلق کرده وخود جایگزین آن می شود و بعدا اثرات دارو نیز چون طبیعی بوده و فاقد عوارض جانبی است از میان خواهد رفت. به بیانی دیگر ما با دادن داروی هومئوپاتی سیستم را دچار تحریک کرده از شر بیماری مزمن می رهانیم .

سوال : آیا پس از درمان ممکن است بیماری عود نماید ؟ یا اصلا دارو تاثیر لازمه را نداشته باشد .

اصولا پس از درمان هومئوپاتی نبایستی شاهد بازگشت بیماری باشیم مگر اینکه :

1- داروی تجویز شده به قدر کافی مشابه بیماری موجود نباشد.
2- دوز و یا قدرت داروی مصرفی کفایت درمان را نکند.
3- ما مواجه با یک بیماری بسیار عمیق باشیم که نیاز به زمان بیشتری جهت تداوی داشته باشد.
4- دوز داروی مصرفی بالا بوده و بیمار را دچار تشدید علائم ( اگریویشن ) نماید که این امر مربوط به خود دارو بوده وگذرا است .
5- سیستم ایمنی فرد کفایت جواب گوئی کامل به درمان را نداشته ( مثلا در مورد افراد بسیار پیر ویا افراد دچار بیماری های صعب العلاج)
6- بیمار طبق دستور پزشگ خود عمل نکند .
7- بیمار همراه دارو مواد خوراکی خنثی کننده مصرف نماید.

سوال : آیا هومئوپاتی قادر به پیشگیری از بیماری هم می باشد ؟

با مصرف داروهای هومئوپاتی قدرت ایمنی و نیروی حیاتی فرد افزایش یافته فلذا انسان را در برابر ابتلا به بسیاری از بیماری ها بیمه می کند( همان گونه که این امر با واکسیناسیون محقق می گردد ).عملا بیمارانی که تحت درمان با این روش واقع شده اند حتی کمتر دچار سرماخوردگی شده هم می شوند.به علت افزایش قدرت ایمنی فرد نیاز به مصرف دارو های پر خطر شیمیائی راهم نداشته و در ضمن از هزینه های فوق العاده بالای درمان های رایج خواهد کاست.
مقاله چاپ شده در مجله قاصد بیمارستان
سوال : بیشتر مراجعین شما مربوط به کدام نوع از بیماری هاست ؟

با توجه به توضیحات فوق انواع بیماران به پزشگان هومئوپات مراجعه می نمایند.البته این امر به معنی قدرت تام هومئوپاتی در درمان کلیه امراض نبوده و این روش هم محدودیت های خاص خود را در حیطه درمان دارا است ( مثلا در موارد نیاز به جراحی های اورژانس و... )ونیز با توجه به گستردگی علوم پزشگی ما همواره از نظریات تشخیصی سایر همکاران شاغل در حیطه طب رایج بهره می بریم لکن نحوه درمان کلا متفاوت می باشد.

علم هومئوپاتی هم مانند سایر علوم هنوز راه طولانی برای پیشرفت را پیش روی خود دارد با این حال در وضعیت فعلی هم قادر است بار زیادی را از دوش بهداشت و درمان کشورمان برداشته و با ساده ترین - ارزان ترین - کم عارضه ترین - سریع ترین روش های ممکنه به جنگ بیماری های مختلف برود!

سوال : چه قدم هائی برای گسترش روش های درمانی کل نگر همانند هومئوپاتی برداشته شده است ؟

با تلاش های فراوان همکاران من در سرتاسر کشور پیشرفت های فراوانی در گسترش علومی مانند هومئوپاتی به وجود آمده است. برای مثال انجمن طب کل نگر آذربایجان شرقی به همت تنی چند از همکاران مانند دکتر محمدی - دکتر تابان - مهندس قاسمی آذرو اینجانب بنیان نهاده شده وهم اکنون در حال فعالیت بوده و اقدامات زیادی را در جهت شناساندن هومئوپاتی وسایر روش های درمانی مکمل به انجام رسانیده است .مثلا کنفرانس یک روزه ای که با حضور بانی هومئوپاتی ایران یعنی جناب آقای دکتر ناصری در دانشکده پزشگی تبریز در مورد هومئوپاتی برگزار گردید ومورد استقبال فراوانی هم واقع شد.در ضمن وزارت بهداشت هم رسما این روش را به عنوان یکی از شاخه های طب مکمل پذیرفته است و تمامی پزشگان دوره دیده با اخذ مدرک ( ریها ) از انجمن هومئوپاتی ایران می توانند در مطب خود با این روش به درمان بپردازند .



ارسال یک نظر